دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unprecedented به فارسی
بیسابقه، تازه، بینظیر
بریتانیایی: /ʌnˈpres.ɪ.den.tɪd/ آمریکایی: /ʌnˈpres.ə.den.t̬ɪd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + precedent + -ed.
صفت
۱.
بیسابقه، تازه، بینظیر
Never before seen, done, or experienced; without precedent.
The team achieved unprecedented success this season.
تیم در این فصل موفقیتی بیسابقه به دست آورد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unprecedented را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.