دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unmanageable به فارسی

غیرقابل‌مدیریت، سرکش، دشوار برای کنترل یا هدایت

بریتانیایی: /ʌnˈmæn.ɪ.dʒə.bəl/ آمریکایی: /ʌnˈmæn.ə.dʒə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: unmanagable

ریشه‌شناسی

From un- + manageable.

صفت

صفت تفضیلی
more unmanageable
صفت عالی
most unmanageable
۱.

غیرقابل‌مدیریت، سرکش، دشوار برای کنترل یا هدایت

Not manageable; difficult or impossible to control, handle, or direct.

The situation became unmanageable.

اوضاع غیرقابل‌مدیریت شد.

مترادف‌ها: uncontrollable، ungovernable، unworkable

متضادها: manageable

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unmanageable را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.