دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unfortunate به فارسی

بدبخت، بداقبال، نگون‌بخت

بریتانیایی: /ʌnˈfɔː.tʃən.ət/ آمریکایی: /ʌnˈfɔːr.tʃən.ət/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From un- + fortunate.

صفت

صفت تفضیلی
more unfortunate
صفت عالی
most unfortunate
۱.

بدبخت، بداقبال، نگون‌بخت

Not favored by fortune.

the unfortunate mother of those orphans

مادر فلک‌زده‌ی آن کودکان یتیم

مترادف‌ها: unsuccessful

متضادها: fortunate

۲.

بدشانس، بدبیار

Marked or accompanied by or resulting in misfortune.

It was unfortunate that he missed the bus by just a minute.

بدشانس بود که او فقط یک دقیقه دیر به اتوبوس رسید.

مترادف‌ها: unlucky

متضادها: fortunate، lucky

۳.

شوم، بدفرجام، تاسف‌آور

Marked or accompanied by or resulting in misfortune.

an unfortunate decision

یک تصمیم تاسف‌آور

اسم

جمع
unfortunates
۴.

تیره‌بخت، بدبخت

An unlucky person; one who has fallen into bad circumstances.

he too was one of those unfortunates who had lost everything

او نیز یکی از آن تیره‌بختانی بود که همه چیز خود را از دست داده بودند.

۵.

فاحشه، روسپی

قدیمیتعارف‌آمیز

A prostitute.

In the old port, an unfortunate plied her trade along the quays.

در بندر قدیمی، یک فاحشه به کار خود در کنار اسکله‌ها می‌پرداخت.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

unfortunately

۶.

بدبختانه، متاسفانه، با کمال تاسف

Used to express regret or bad luck.

Unfortunately, the event was canceled.

متاسفانه، رویداد لغو شد.

عبارت‌های مرتبط

unfortunately
بدبختانه، متاسفانه، با کمال تاسف

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unfortunate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.