دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unfold به فارسی
باز کردن، گستردن، پهن کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English unfealdan, equivalent to un- + fold.
فعل
- سومشخص مفرد
- unfolds
- وجه وصفی حال
- unfolding
- گذشته ساده
- unfolded
- اسم مفعول
- unfolded
باز کردن، گستردن، پهن کردن
To undo a folding.
She carefully unfolded the map.
او با دقت نقشه را باز کرد.
باز شدن، گسترده شدن
To become unfolded.
The curtains unfolded to reveal the stage.
پردهها باز شدند تا صحنه را نمایان کنند.
رخ دادن، پیشرفت کردن
To turn out; to happen; to develop.
Events unfolded in an unexpected way.
وقایع به شکلی غیرمنتظره رخ دادند.
آشکار کردن، برملا کردن
To lay open to view or contemplation; to reveal.
The story unfolds through dialogue.
داستان از طریق گفتگو برملا میشود.
از آغل بیرون آوردن
To release from a fold or pen.
The shepherd unfolded the sheep.
چوپان گوسفندان را از آغل بیرون آورد.
ادغام کردن خطوط شکسته
To reassemble a line of text that was split across multiple lines.
The editor can unfold long lines automatically.
ویرایشگر میتواند خطوط بلند را بهطور خودکار ادغام کند.
اسم
- جمع
- unfolds
تابع مرتبهبالا در برنامهنویسی تابعی که برعکس fold عمل میکند
In functional programming, a kind of higher-order function that is the opposite of a fold.
An unfold generates a list from a seed value.
یک unfold از یک مقدار اولیه یک لیست تولید میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unfold را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.