دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unfold به فارسی

باز کردن، گستردن، پهن کردن

بریتانیایی: /ʌnˈfəʊld/ آمریکایی: /ʌnˈfoʊld/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old English unfealdan, equivalent to un- + fold.

فعل

سوم‌شخص مفرد
unfolds
وجه وصفی حال
unfolding
گذشته ساده
unfolded
اسم مفعول
unfolded
۱.

باز کردن، گستردن، پهن کردن

گذرا

To undo a folding.

She carefully unfolded the map.

او با دقت نقشه را باز کرد.

۲.

باز شدن، گسترده شدن

ناگذرا

To become unfolded.

The curtains unfolded to reveal the stage.

پرده‌ها باز شدند تا صحنه را نمایان کنند.

۳.

رخ دادن، پیشرفت کردن

ناگذرا

To turn out; to happen; to develop.

Events unfolded in an unexpected way.

وقایع به شکلی غیرمنتظره رخ دادند.

۴.

آشکار کردن، برملا کردن

گذرا

To lay open to view or contemplation; to reveal.

The story unfolds through dialogue.

داستان از طریق گفتگو برملا می‌شود.

۵.

از آغل بیرون آوردن

گذرا

To release from a fold or pen.

The shepherd unfolded the sheep.

چوپان گوسفندان را از آغل بیرون آورد.

۶.

ادغام کردن خطوط شکسته

گذرارایانش

To reassemble a line of text that was split across multiple lines.

The editor can unfold long lines automatically.

ویرایشگر می‌تواند خطوط بلند را به‌طور خودکار ادغام کند.

اسم

جمع
unfolds
۷.

تابع مرتبه‌بالا در برنامه‌نویسی تابعی که برعکس fold عمل می‌کند

رایانشبرنامه‌نویسی

In functional programming, a kind of higher-order function that is the opposite of a fold.

An unfold generates a list from a seed value.

یک unfold از یک مقدار اولیه یک لیست تولید می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unfold را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.