دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unfunded به فارسی
بدون بودجه، تأمیننشده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + funded.
صفت
بدون بودجه، تأمیننشده
Not funded; having received no funding.
The project remains unfunded.
پروژه همچنان بدون بودجه باقی مانده است.
بدون اندوخته (مستمری که کارفرما مستقیماً پرداخت میکند و کارمند پیشپرداختی ندارد)
Of a pension: paid out like a salary by the employer, without advance contributions from the employee.
The company offers an unfunded pension plan.
شرکت یک طرح بازنشستگی بدون اندوخته ارائه میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unfunded را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.