دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unfavourable به فارسی
ناسازگار، نامساعد، زیانآور
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: unfavorable US
ریشهشناسی
From un- + favourable.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unfavourable
- صفت عالی
- most unfavourable
ناسازگار، نامساعد، زیانآور
Serving to hinder or oppose; adverse, disadvantageous.
The weather was unfavourable for the trip.
هوا برای سفر نامساعد بود.
متضادها: favourable
نحس، شوم، بدیمن
Not auspicious; ill-boding.
The omens were unfavourable.
فالها نحس بودند.
مترادفها: inauspicious، unfortunate
متضادها: favourable، fortunate
ناموافق، مخالف، ناراضی
Not favourable; disapproving.
She gave an unfavourable review of the film.
او نقد ناموافقی از فیلم ارائه داد.
ناملایم، سخت، نامساعد (در مورد باد یا هوا)
Of wind or weather: causing delay or obstacles; inclement.
Unfavourable winds delayed the flight.
بادهای نامساعد پرواز را به تأخیر انداخت.
اسم
- جمع
- unfavourables
- شمارشپذیری
- plural only
نرخهای نامطلوبیت، درصد مخالفان
Unfavourability ratings, percentage of people in opposition.
The candidate's unfavourables rose after the scandal.
نرخ نامطلوبیت کاندیدا پس از رسوایی افزایش یافت.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unfavourable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.