دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unfathomable به فارسی
غیرقابل اندازهگیری، بیانتها
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + fathom + -able.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unfathomable
- صفت عالی
- most unfathomable
غیرقابل اندازهگیری، بیانتها
Physically impossible to measure; immeasurable.
The unfathomable depths of the ocean.
اعماق غیرقابل اندازهگیری اقیانوس.
مترادفها: abyssal، incalculable، unplumbable
متضادها: fathomable، measurable
غیرقابل درک، غیرقابل فهم
Impossible to fully understand or comprehend.
The sheer number of warriors the enemy attacked with was unfathomable.
تعداد محض رزمندگانی که دشمن با آن حمله کرد غیرقابل تصور بود.
مترادفها: bottomless، impenetrable، incomprehensible
متضادها: explicable، intelligible، understandable
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unfathomable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.