دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی bottomless به فارسی
بیته، بدون کف
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English botemles, equivalent to bottom + -less.
صفت
بیته، بدون کف
Having no bottom.
The bucket is bottomless.
سطل ته ندارد.
بیپایاب، بسیار عمیق
Extremely deep.
They explored a bottomless cave.
آنها یک غار بیپایان را کاوش کردند.
بیانتها، تمامنشدنی، بیپایان
Having no bounds; limitless.
Their budget is bottomless.
بودجهی آنها بیپایان است.
مترادفها: boundless، limitless
با نوشیدنی نامحدود
Of a meal: accompanied by unlimited drinks.
The restaurant offered bottomless drinks.
رستوران نوشیدنی نامحدود ارائه میداد.
غیرقابل درک، اسرارآمیز
Difficult to understand; unfathomable.
His motives remain bottomless.
انگیزههای او همچنان غیرقابل درک است.
قابل شارژ مجدد (معمولاً برای چای سرد یا نوشیدنیهای سرد دیگر)
Refillable (usually for iced tea or other such cold beverages).
We ordered bottomless iced tea.
ما چای سرد قابل شارژ سفارش دادیم.
برهنه از کمر به پایین، بدون پوشش پایین تنه
Not wearing clothes below the waist; particularly not wearing clothes that would cover the genitalia.
The model posed bottomless.
مدل برهنه از کمر به پایین ژست گرفت.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه bottomless را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.