دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی undivided به فارسی
تقسیمنشده، یکپارچه، کامل
بریتانیایی: /ˌʌn.dɪˈvaɪ.dɪd/ آمریکایی: /ˌʌn.dɪˈvaɪ.dɪd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + divided.
صفت
۱.
تقسیمنشده، یکپارچه، کامل
Not divided; whole, unified.
I want your undivided attention.
من توجه کامل تو را میخواهم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه undivided را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.