دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی understate به فارسی

کوچک‌تر یا کمتر از واقعیت نشان دادن، کم‌نمودن، شکسته‌نفسی کردن

بریتانیایی: /ˌʌn.dəˈsteɪt/ آمریکایی: /ˌʌn.dɚˈsteɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From under- + state.

فعل

سوم‌شخص مفرد
understates
وجه وصفی حال
understating
گذشته ساده
understated
اسم مفعول
understated
۱.

کوچک‌تر یا کمتر از واقعیت نشان دادن، کم‌نمودن، شکسته‌نفسی کردن

گذرا

To state something with less completeness than needed; to minimize or downplay.

To call it a calculated bet understates the risk; it is a Hail Mary pass.

این که آن را یک شرط حساب‌شده بنامیم، خطر را کمتر از واقع نشان می‌دهد؛ این یک پاس ناامیدانه است.

مترادف‌ها: trivialize

متضادها: overstate، exaggerate

۲.

با کم‌تأکیدی بیان کردن برای ابراز طعنه

گذرا

To state something with a lack of emphasis, in order to express irony.

She tried to understate her achievements during the meeting.

او سعی کرد در جلسه دستاوردهای خود را کمتر از واقع نشان دهد.

۳.

مقداری را کمتر از واقع اعلام کردن

گذرا

To state a quantity that is too low.

The company had been understating its liabilities for years.

شرکت سال‌ها بود که بدهی‌های خود را کمتر از واقع اعلام می‌کرد.

واژه‌های هم‌رده: underestimate

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه understate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.