دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی undergo به فارسی

دستخوش (چیزی) شدن، تجربه کردن، دیدن

بریتانیایی: /ˌʌn.dəˈɡəʊ/ آمریکایی: /ˌʌn.dɚˈɡoʊ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old English undergān, from under- + go.

فعل

سوم‌شخص مفرد
undergoes
وجه وصفی حال
undergoing
گذشته ساده
underwent
اسم مفعول
undergone
۱.

دستخوش (چیزی) شدن، تجربه کردن، دیدن

گذرا

To experience or go through a process or phase.

The project is undergoing great changes.

پروژه دستخوش تغییرات بزرگی است.

مترادف‌ها: go through، experience

۲.

تحمل کردن، (سختی) کشیدن، تن در دادن

گذرا

To suffer or endure something difficult or unpleasant.

The victim underwent great trauma.

قربانی آسیب روحی شدیدی را تحمل کرد.

مترادف‌ها: endure، suffer

۳.

زیر چیزی رفتن، از زیر چیزی عبور کردن

گذرامنسوخ

To go or move under or beneath.

The tunnel undergoes the river, the water passing beneath the town.

تونل از رودخانه عبور می‌کند و آب از زیر شهر می‌گذرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه undergo را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.