دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی undercover به فارسی
زیرجلبی، نهانی، پنهانی، سری، مخفی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From under + cover.
صفت
- صفت تفضیلی
- more undercover
- صفت عالی
- most undercover
زیرجلبی، نهانی، پنهانی، سری، مخفی
Performed or happening in secret.
an undercover mission
ماموریت سری
مترادفها: clandestine
نفوذی
Employed or engaged in spying or secret investigation.
The detective worked undercover to gather evidence against the criminal gang.
کارآگاه به صورت نفوذی کار میکرد تا علیه باند جنایتکار مدرک جمعآوری کند.
اسم
- جمع
- undercovers
فرد نفوذی، مأمور مخفی
A person who works undercover.
The undercover was exposed.
فرد نفوذی لو رفت.
فعل
- سومشخص مفرد
- undercovers
- وجه وصفی حال
- undercovering
- گذشته ساده
- undercovered
- اسم مفعول
- undercovered
پوشش ناکافی دادن
To provide too little coverage.
The insurance policy undercovers flood damage.
بیمهنامه خسارت سیل را به اندازه کافی پوشش نمیدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه undercover را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.