دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی underbelly به فارسی

زیر شکم، نرمه‌ی شکم (بخش زیرین و عقب شکم حیوان چهارپا)

بریتانیایی: /ˈʌn.dəˌbel.i/ آمریکایی: /ˈʌn.dɚˌbel.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From under- + belly.

اسم

جمع
underbellies
شمارش‌پذیری
countable
۱.

زیر شکم، نرمه‌ی شکم (بخش زیرین و عقب شکم حیوان چهارپا)

The underside of an animal.

The veterinarian carefully examined the horse's underbelly for any signs of injury.

دامپزشک زیر شکم اسب را با دقت برای هرگونه علامت آسیب معاینه کرد.

۲.

زیر هر چیز، بخش زیرین

The underside of any thing.

We identified the species of the snake by its blue-grey underbelly.

گونه مار را از روی زیر شکم آبی-خاکستری آن شناسایی کردیم.

۳.

جنبه‌ی پنهان و ناخوشایند، بخش تاریک و فاسد

مجازی

The side which is not normally seen, normally a dark, immoral place.

The report exposed the underbelly of the city's political system.

گزارش جنبه‌ی پنهان و فاسد سیستم سیاسی شهر را فاش کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه underbelly را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.