دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی uncontrollably به فارسی

به‌طور غیرقابل‌کنترل، بدون مهار

بریتانیایی: /ˌʌn.kənˈtrəʊ.lə.bli/ آمریکایی: /ˌʌn.kənˈtroʊ.lə.bli/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From uncontrollable + -ly.

قید

صفت تفضیلی
more uncontrollably
صفت عالی
most uncontrollably
۱.

به‌طور غیرقابل‌کنترل، بدون مهار

In an uncontrollable manner; without being subject to control.

She laughed uncontrollably.

او بی‌اختیار خندید.

متضادها: controllably

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه uncontrollably را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.