دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unconstitutional به فارسی

مخالف یا مغایر قانون اساسی، خلاف مشروطیت

بریتانیایی: /ʌnˌkɒn.stɪˈtʃuː.ʃən.əl/ آمریکایی: /ʌnˌkɑːn.stɪˈtuː.ʃən.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From un- + constitutional.

صفت

صفت تفضیلی
more unconstitutional
صفت عالی
most unconstitutional
۱.

مخالف یا مغایر قانون اساسی، خلاف مشروطیت

حقوق

Contrary to or violative of the constitution of a state or other sovereign institution.

That recently passed political bill has been declared unconstitutional.

آن لایحه سیاسی که اخیراً تصویب شده، خلاف قانون اساسی اعلام شده است.

مترادف‌ها: anticonstitutional

متضادها: constitutional

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unconstitutional را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.