دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unconstitutional به فارسی
مخالف یا مغایر قانون اساسی، خلاف مشروطیت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + constitutional.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unconstitutional
- صفت عالی
- most unconstitutional
مخالف یا مغایر قانون اساسی، خلاف مشروطیت
Contrary to or violative of the constitution of a state or other sovereign institution.
That recently passed political bill has been declared unconstitutional.
آن لایحه سیاسی که اخیراً تصویب شده، خلاف قانون اساسی اعلام شده است.
مترادفها: anticonstitutional
متضادها: constitutional
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unconstitutional را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.