دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unconfirmed به فارسی
تأیید نشده، اثبات نشده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + confirmed.
صفت
تأیید نشده، اثبات نشده
Not finally established, settled or confirmed.
We are hearing unconfirmed reports of an explosion.
ما گزارشهای تأیید نشدهای از یک انفجار میشنویم.
تعمید نیافته (در آیین تثبیت ایمان)
Not having undergone the ritual of confirmation.
The unconfirmed members attended the class.
اعضای تأیید نشده در کلاس شرکت کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unconfirmed را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.