دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unbeknownst به فارسی

بدون اطلاع، ناآگاهانه

بریتانیایی: /ˌʌn.bɪˈnəʊn/ آمریکایی: /ˌʌn.bɪˈnoʊn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From unbeknown + -st, c. 1636.

صفت

۱.

بدون اطلاع، ناآگاهانه

Without the knowledge of (someone).

He went home early, unbeknownst to his mother.

او بدون اطلاع مادرش زود به خانه رفت.

مترادف‌ها: unbeknown، unknown

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unbeknownst را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.