دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی vernacular به فارسی
زبان یک قوم یا زبان ملی، زبان مادری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin vernāculus, meaning domestic or indigenous.
اسم
- جمع
- vernaculars
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
زبان یک قوم یا زبان ملی، زبان مادری
The language of a people or a national language.
The vernacular of the United States is English.
زبان ملی ایالات متحده انگلیسی است.
مترادفها: vulgate، vulgar
زبان محلی، گویش محلی، بومگویش
Everyday speech or dialect, including colloquialisms, as opposed to standard, literary, liturgical, or scientific idiom.
Street vernacular can be quite different from what is heard elsewhere.
زبان محلی خیابانی میتواند بسیار متفاوت از چیزی باشد که در جاهای دیگر شنیده میشود.
زبان منحصر به فرد یک گروه خاص از مردم
Language unique to a particular group of people.
The mechanics used their own vernacular when discussing car repairs.
مکانیکها هنگام صحبت در مورد تعمیرات خودرو از زبان اهل پیشهی بخصوص خود استفاده میکردند.
زبانی بدون استاندارد یا شکل نوشتاری
A language lacking standardization or a written form.
Many indigenous languages remain vernaculars without a writing system.
بسیاری از زبانهای بومی بدون سیستم نوشتاری باقی میمانند.
زبان بومی گفتاری، در برابر زبان ادبی یا مذهبی
Indigenous spoken language, as distinct from a literary or liturgical language such as Ecclesiastical Latin.
Vatican II allowed the celebration of the mass in the vernacular.
شورای دوم واتیکان برگزاری مراسم عشای ربانی به زبان بومی را مجاز دانست.
مترادفها: vulgate، vulgar
معماری بومی، معماری محلی
A style of architecture involving local building materials and styles; not imported.
The house was built in the local vernacular using stone and timber.
خانه با استفاده از سنگ و چوب به سبک معماری بومی ساخته شد.
صفت
- صفت تفضیلی
- more vernacular
- صفت عالی
- most vernacular
مربوط به زبان روزمره، در برابر زبان استاندارد، ادبی، مذهبی یا علمی
Of or pertaining to everyday language, as opposed to standard, literary, liturgical, or scientific idiom.
The story was written in the vernacular of the local people.
داستان به زبان محلی مردم نوشته شده بود.
بومی، محلی
Belonging to the country of one's birth; one's own by birth or by nature.
The vernacular arts of Scotland are unique.
هنرهای بومی اسکاتلند منحصربهفرد هستند.
وابسته به مصالح و سبکهای محلی ساختمانی
Of or related to local building materials and styles; not imported.
Vernacular architecture often uses locally sourced materials.
معماری بومی اغلب از مصالح محلی استفاده میکند.
مرتبط با حافظه جمعی، غیروارداتی
Connected to a collective memory; not imported.
Vernacular art reflects the traditions of the community.
هنر بومی نشاندهنده سنتهای جامعه است.
مربوط به نام محلی (در برابر نام علمی لاتین)
Not attempting to use the rules of a taxonomic code, especially, not using scientific Latin.
The vernacular name for the plant is 'dandelion'.
اسم محلی این گیاه 'قاصدک' است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه vernacular را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.