دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی expert به فارسی
ماهر، کاردان، خبره
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French, from Latin expertus, from ex- + peritus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more expert
- صفت عالی
- most expert
ماهر، کاردان، خبره
Extraordinarily capable or knowledgeable.
She is an expert pianist.
او یک پیانیست ماهر است.
مترادفها: skillful
متضادها: inexpert، nonexpert
کارشناسانه
Characteristic of an expert.
This problem requires expert knowledge.
این مسئله نیازمند دانش کارشناسانه است.
آزموده، باتجربه
Proven, experienced, veteran.
The expert captain guided the battered vessel safely into harbor.
کاپیتان خبره کشتی فرسوده را با ایمنی به بندر هدایت کرد.
اسم
- جمع
- experts
کارشناس، متخصص، اهل فن
A person with extensive knowledge or ability in a given subject.
an expert in education
کارشناس آموزش و پرورش
مترادفها: specialist، maven
واژههای همرده: initiate
کارشناس (درجهای در شطرنج پایینتر از استاد)
A player ranking just below master.
He became an expert after winning several tournaments.
او پس از برنده شدن در چند مسابقه به درجه کارشناس رسید.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه expert را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.