دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی retrenchment به فارسی

کاهش، محدودیت

بریتانیایی: /rɪˈtrentʃ.mənt/ آمریکایی: /rɪˈtrentʃ.mənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Middle French retrenchement, from retrancher, from Old French re- + trenchier 'to cut'.

اسم

جمع
retrenchments
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

کاهش، محدودیت

A curtailment or reduction.

The company announced a retrenchment plan to cut down on expenses.

شرکت یک برنامه کاهش هزینه‌ها برای صرفه‌جویی اعلام کرد.

مترادف‌ها: cutting down، diminution، lessening

۲.

صرفه‌جویی، کاهش هزینه

An act of reducing expenses; economizing.

Retrenchment is necessary during an economic downturn.

صرفه‌جویی در دوران رکود اقتصادی ضروری است.

مترادف‌ها: cutback

۳.

اخراج، تعدیل نیرو

استرالیانیوزیلندسنگاپورآفریقای جنوبی

An act of terminating the employment of a worker or making an employee redundant, often to reduce expenses; a layoff.

The factory announced 200 retrenchments.

کارخانه اخراج ۲۰۰ نفر را اعلام کرد.

۴.

عقب‌نشینی، کناره‌گیری

Withdrawal.

The army's retrenchment was orderly.

عقب‌نشینی ارتش منظم بود.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Middle French retranchement 'defensive work', from retrancher 'to fortify'.

اسم

جمع
retrenchments
شمارش‌پذیری
countable
۵.

جان‌پناه، استحکامات دفاعی درون دژ

نظامیقدیمی

A defensive work constructed within a fortification to make it more defensible.

Within the inner walls, the soldiers raised a retrenchment to narrow the field of fire and bolster the fort's defenses.

در دیوارهای داخلی، سربازان یک جان‌پناه ساختند تا میدان آتش را محدودتر کنند و دفاع قلعه را تقویت نمایند.

مدخل ۳

ریشه‌شناسی

From retrench 'take up a defensive position' + -ment.

اسم

جمع
retrenchments
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۶.

موضع دفاعی و خصمانه، امتناع از مصالحه، رادیکال‌سازی

سیاست

The adoption of a defensive and hostile posture; refusal to compromise, radicalization.

The party's retrenchment alienated moderate voters.

موضع دفاعی حزب، رأی‌دهندگان میانه‌رو را بیگانه کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه retrenchment را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.