دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی retrieval به فارسی
بازپسگیری، اعاده، بازیابی، بازآوری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- جمع
- retrievals
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
بازپسگیری، اعاده، بازیابی، بازآوری
The act of retrieving or something retrieved.
lost without any hope of retrieval
گمشده بدون امید بازیابی
بازیابی اطلاعات، دسترسی به داده
The operation of accessing data, either from memory or from a storage device.
the organization and retrieval of information
سازماندهی و بازیابی اطلاعات
بازیابی حافظه، فرایند یادآوری
The cognitive process of bringing stored information into consciousness.
Retrieval of memories can be triggered by smells.
بازیابی خاطرات میتواند توسط بوها تحریک شود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه retrieval را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.