دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی retrieval به فارسی

بازپس‌گیری، اعاده، بازیابی، بازآوری

بریتانیایی: /rɪˈtriː.vəl/ آمریکایی: /rɪˈtriː.vəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

اسم

جمع
retrievals
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

بازپس‌گیری، اعاده، بازیابی، بازآوری

The act of retrieving or something retrieved.

lost without any hope of retrieval

گمشده بدون امید بازیابی

۲.

بازیابی اطلاعات، دسترسی به داده

رایانه

The operation of accessing data, either from memory or from a storage device.

the organization and retrieval of information

سازماندهی و بازیابی اطلاعات

۳.

بازیابی حافظه، فرایند یادآوری

روان‌شناسی

The cognitive process of bringing stored information into consciousness.

Retrieval of memories can be triggered by smells.

بازیابی خاطرات می‌تواند توسط بوها تحریک شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه retrieval را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.