دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی retake به فارسی
دوباره گرفتن، دوباره به دست آوردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: re-take
ریشهشناسی
From re- + take.
فعل
- سومشخص مفرد
- retakes
- وجه وصفی حال
- retaking
- گذشته ساده
- retook
- اسم مفعول
- retaken
دوباره گرفتن، دوباره به دست آوردن
To take something again.
She decided to retake the exam to improve her score.
او تصمیم گرفت امتحان را دوباره بگیرد تا نمرهاش را بهتر کند.
پس گرفتن، دوباره تسخیر کردن
To take something back.
The army tried repeatedly to retake the fort they had been driven from.
ارتش بارها تلاش کرد قلعهای را که از آن رانده شده بود پس بگیرد.
دوباره تسخیر کردن، بازپس گرفتن
To capture or occupy somewhere again.
The Russians retook Smolensk from the Germans.
روسها اسمولنسک را از آلمانها پس گرفتند.
دوباره عکس گرفتن، دوباره فیلمبرداری کردن
To photograph or film again.
We had to retake the photo because someone blinked.
ما مجبور شدیم دوباره عکس بگیریم چون کسی پلک زد.
اسم
- جمع
- retakes
بازگیری، گرفتن مجدد (صحنه یا عکس)
A scene that is filmed again, or a picture that is photographed again.
The director decided to retake the scene because the lighting was not perfect.
کارگردان تصمیم گرفت که صحنه را دوباره فیلمبرداری کند زیرا نورپردازی کامل نبود.
امتحان مجدد، دوباره امتحان دادن
An instance of resitting an examination.
He had to do a retake of the final exam.
او مجبور شد امتحان نهایی را دوباره بدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه retake را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.