دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی retain به فارسی
بازداشتن، جلوگیری کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Latin retinēre, from re- + tenēre.
فعل
- سومشخص مفرد
- retains
- وجه وصفی حال
- retaining
- گذشته ساده
- retained
- اسم مفعول
- retained
بازداشتن، جلوگیری کردن
To hold back or prevent.
The dam retains the water.
سد آب را نگه میدارد.
مردود کردن، نگهداشتن دانشآموز در پایه
To hold back a pupil instead of allowing them to advance.
The school retained him for another year.
مدرسه او را یک سال دیگر نگه داشت.
در خود نگهداشتن، محتوی بودن
To keep something inside; to contain.
This fabric retains heat well.
این پارچه گرما را خوب نگه میدارد.
در بدن نگهداشتن (مثلاً ادرار)
To hold back tissue or a substance in the body.
He retains urine due to a medical condition.
او به دلیل یک بیماری ادرار را نگه میدارد.
محکم نگهداشتن، جلوگیری از جدا شدن
To keep secure; prevent from becoming detached.
The screws retain the shelf in place.
پیچها قفسه را در جای خود محکم نگه میدارند.
حفظ کردن، از دست ندادن، نگهداشتن
To continue to have or keep possession of.
She retained her composure.
او خونسردی خود را حفظ کرد.
به یاد داشتن، در خاطر نگهداشتن
To keep in the mind; remember.
He retained the details of the conversation.
او جزئیات گفتگو را به یاد داشت.
حفظ کردن، نگهداشتن (در جای خود)
To keep in place or use instead of removing.
The city retained the old building.
شهر ساختمان قدیمی را حفظ کرد.
استخدام کردن، به خدمت گرفتن
To engage or hire someone, especially temporarily.
They retained a consultant for the project.
آنها یک مشاور برای پروژه استخدام کردند.
با پیشپرداخت وکیل گرفتن، استخدام وکیل
To employ a lawyer by paying a retainer.
He retained a lawyer to handle the case.
او وکیلی برای رسیدگی به پرونده استخدام کرد.
به عنوان نوکر یا پیرو نگهداشتن
To keep someone as a dependent or follower.
The lord retained many servants to attend him at feast and travel.
ارباب خدمتکاران زیادی را نگه میداشت تا در مجالس و سفر به او خدمت کنند.
خودداری کردن، خویشتنداری کردن
To control or restrain oneself.
He retained himself from speaking out.
او خود را از اظهار نظر بازداشت.
در بازداشت نگهداشتن
To keep someone in custody.
The sheriff retained the prisoner in the gaol until the trial.
کلانتر زندانی را تا برگزاری دادگاه در زندان نگه داشت.
نبخشیدن گناه، نابخشوده اعلام کردن
To declare a sin not forgiven.
The priest retained the sin.
کشیش گناه را نبخشید.
متضادها: remit
حفظ شدن، باقی ماندن
To continue to have or keep possession.
The old customs still retain.
رسوم قدیمی هنوز باقی هستند.
به یاد داشتن، حافظه داشتن
To have the ability to remember.
She retains well into old age.
او تا سن پیری حافظه خوبی دارد.
نگهداشتن (مایعات) در بدن
Of a body or organ: to hold back tissue or substance.
The kidneys retain water.
کلیهها آب را نگه میدارند.
خودداری کردن
To refrain from doing something.
He retained from speaking, letting the room fall to a heavy silence.
او از سخن گفتن خودداری کرد و به سکوت اتاق اجازه داد نشسته بماند.
پیرو بودن، وابسته بودن
To be a dependent or follower.
They retained under the lord, each bowing as he passed.
آنها زیر دست ارباب باقی ماندند، هر کس هنگام عبورش به احترام خم میشد.
ادامه یافتن، باقی ماندن
To continue, to remain.
The tradition retains to this day.
سنت تا امروز ادامه دارد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From the verb retain.
اسم
- جمع
- retains
نگهداری، حفظ
An act of holding or keeping something; a retention.
The retain of the old customs was important to the monastery and its scribes.
نگهداری رسمهای قدیمی برای صومعه و کاتبش اهمیت داشت.
مترادفها: retainal، retaining، retainment
دسته همراهان، نوکران
A group of attendants or servants; a retinue.
The king rode with a numerous retain following at his side.
شاه با دستهای بزرگ از نوکران همراه او در کنار خود به راه افتاد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه retain را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.