دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی resumption به فارسی
از سرگیری، دنبالگیری، بازیافت، بازگیری، ادامه
بریتانیایی: /rɪˈzʌmp.ʃən/ آمریکایی: /rɪˈzʌmp.ʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- جمع
- resumptions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
از سرگیری، دنبالگیری، بازیافت، بازگیری، ادامه
The act of resuming or starting something again.
the resumption of peace talks
از سرگیری مذاکرات صلح
مترادفها: restart
۲.
حق تصرف اموال خصوصی به نفع عمومی، تملک اجباری
استرالیاحقوق
Eminent domain.
The government exercised resumption over the land.
دولت حق تصرف زمین را اعمال کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه resumption را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.