دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی restrain به فارسی

بازداشتن، جلوگیری کردن، مهار کردن

بریتانیایی: /rɪˈstreɪn/ آمریکایی: /rɪˈstreɪn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Old French restreindre, from Latin restringere.

فعل

سوم‌شخص مفرد
restrains
وجه وصفی حال
restraining
گذشته ساده
restrained
اسم مفعول
restrained
۱.

بازداشتن، جلوگیری کردن، مهار کردن

گذرا

To control or keep in check.

He used to restrain his followers from acts of violence.

او پیروان خود را از اعمال خشونت‌آمیز باز می‌داشت.

مترادف‌ها: check، limit

۲.

بازداشت کردن، حبس کردن، جسماً محدود کردن

گذرا

To deprive of liberty.

He went mad and had to be restrained around the clock.

دچار جنون گردید و لازم شد که بیست و چهار ساعته او را تحت قید و بند قرار بدهند.

مترادف‌ها: confine، detain

۳.

محدود کردن، لگام کردن

گذرا

To restrict or limit.

A law for restraining the power of banks to raise interest rates.

قانونی برای محدود کردن قدرت بانک‌ها در بالا بردن نرخ بهره.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From re- + strain.

فعل

سوم‌شخص مفرد
restrains
وجه وصفی حال
restraining
گذشته ساده
restrained
اسم مفعول
restrained
۴.

دوباره صاف کردن، دوباره فشار دادن

گذرا

To strain again.

He restrained the mixture to remove any lumps.

او مخلوط را دوباره صاف کرد تا هرگونه توده‌ای را از بین ببرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه restrain را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.