دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی restorative به فارسی

نیروبخش، احیاگر، بازآورنده

بریتانیایی: /rɪˈstɒr.ə.tɪv/ آمریکایی: /rɪˈstɔːr.ə.t̬ɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English, from Old French and Medieval Latin.

صفت

صفت تفضیلی
more restorative
صفت عالی
most restorative
۱.

نیروبخش، احیاگر، بازآورنده

Serving to restore health, strength, or well-being.

After a long day working in the fields Clarence took comfort in a restorative pint of beer.

بعد از یک روز طولانی کار در مزرعه، کلارنس با یک لیوان آبجو نیروبخش آرامش یافت.

متضادها: nonrestorative

اسم

جمع
restoratives
۲.

داروی به‌هوش‌آور، نیروبخش

Something with restoring properties, such as a medicine or tonic.

The doctor gave him a restorative to help him regain consciousness.

دکتر به او داروی به‌هوش‌آور داد تا به هوش بیاید.

۳.

نوشیدنی الکلی، به‌ویژه با تونیک

تعارف‌آمیز

An alcoholic drink, especially with tonic.

He ordered a restorative gin and tonic.

او یک جین و تونیک نیروبخش سفارش داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه restorative را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.