دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reputable به فارسی
خوشنام، نیکنام، معتبر، آبرومند
بریتانیایی: /ˈrep.jə.tə.bəl/ آمریکایی: /ˈrep.jə.t̬ə.bəl/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From repute + -able.
صفت
- صفت تفضیلی
- more reputable
- صفت عالی
- most reputable
۱.
خوشنام، نیکنام، معتبر، آبرومند
Having a good reputation; honourable.
She was a reputable businesswoman.
او یک تاجر خوشنام بود.
۲.
مقبول بر اساس کاربرد استاندارد
(of a word or usage) Acceptable according to standard usage.
a reputable word
واژهی شایسته
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reputable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.