دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی republic به فارسی
جمهوری، نظام جمهوری، حکومت جمهوری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: republick obsolete؛ republique obsolete
ریشهشناسی
From Middle French republique, from Latin res publica, literally 'public thing'.
اسم
- جمع
- republics
جمهوری، نظام جمهوری، حکومت جمهوری
A state where sovereignty rests with the people or their representatives, rather than with a monarch or emperor; a country with no monarchy.
The United States is a republic.
ایالات متحده یک جمهوری است.
Iran became a republic in 1979.
در سال 1979 ایران جمهوری شد.
دولتی (چه پادشاهی چه غیر آن) که قوای مجریه و مقننه از هم جدا هستند
A state, which may or may not be a monarchy, in which the executive and legislative branches of government are separate.
Indeed, the old treatise declared that a republic is a state in which the executive and the legislative branches are distinct, and no single hand wields both sword and purse.
واقعاً، آن رسالهٔ قدیمی اعلام میکرد که جمهوری کشوری است که در آن شاخهٔ اجرایی و شاخهٔ قانونگذاری از هم متمایزند و هیچ دستی واحد هم شمشیر را بهکار بَرد و هم خزانه را در دست بَگیرد.
یکی از واحدهای تقسیمات کشوری روسیه
One of the subdivisions constituting Russia.
The Republic of Udmurtia is west of the Permian Oblast.
جمهوری اودمورتیا در غرب استان پرم قرار دارد.
یکی از واحدهای تقسیمات کشوری یوگسلاوی سابق
One of the subdivisions that made up the former Yugoslavia.
Croatia was one of the republics of Yugoslavia.
کرواسی یکی از جمهوریهای یوگسلاوی بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه republic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.