دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی reprieve به فارسی

لغو یا به تعویق انداختن مجازات کسی، به ویژه اعدام

بریتانیایی: /rɪˈpriːv/ آمریکایی: /rɪˈpriːv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: repryve obsolete؛ reprive rare

ریشه‌شناسی

From Middle English repryen, from Old French repris, meaning to take back.

فعل

سوم‌شخص مفرد
reprieves
وجه وصفی حال
reprieving
گذشته ساده
reprieved
اسم مفعول
reprieved
۱.

لغو یا به تعویق انداختن مجازات کسی، به ویژه اعدام

گذرا

To cancel or postpone the punishment of someone, especially an execution.

The governor reprieved the prisoner just hours before the execution.

فرماندار تنها چند ساعت مانده به اعدام، مجازات زندانی را به تعویق انداخت.

۲.

تسکین دادن، آرامش بخشیدن

گذرا

To bring relief to someone.

The cool breeze reprieved us from the heat.

نسیم خنک ما را از گرما تسکین داد.

۳.

به زندان بازگرداندن (به جای اعدام)

گذرامنسوخ

To take back to prison (in lieu of execution).

The gaoler reprieved the condemned man back to his cell.

نگهبان زندان مرد محکوم را به سلولش بازگرداند.

۴.

لغو یا به تعویق انداختن برنامه‌های تعطیلی یا حذف چیزی

گذرا

To abandon or postpone plans to close, withdraw or abolish something.

The school was reprieved from closure for another year.

تعطیلی مدرسه برای یک سال دیگر به تعویق افتاد.

اسم

جمع
reprieves
شمارش‌پذیری
countable
۵.

تعویق مجازات، عقب‌انداختن اعدام

The cancellation or postponement of a punishment.

The governor granted a reprieve to the prisoner.

فرماندار به زندانی تعویق مجازات داد.

۶.

حکم تعویق مجازات

A document authorizing such an action.

The lawyer presented the reprieve to the warden.

وکیل حکم تعویق را به زندانبان ارائه داد.

۷.

تسکین موقتی، آرامش ناپایدار

Relief from pain, trouble, or something unpleasant, especially temporary.

The rain provided a brief reprieve from the heat.

باران تسکین موقتی از گرما فراهم کرد.

۸.

لغو یا تعویق یک رویداد ناخواسته

A cancellation or postponement of a proposed event undesired by many.

The students celebrated the reprieve of the final exam.

دانش‌آموزان لغو امتحان نهایی را جشن گرفتند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه reprieve را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.