دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی repression به فارسی

سرکوبگری، قلع و قمع، خودداری

بریتانیایی: /rɪˈpreʃ.ən/ آمریکایی: /rɪˈpreʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From repress + -ion.

اسم

جمع
repressions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

سرکوبگری، قلع و قمع، خودداری

The act of repressing; state of being repressed.

History shows that when governments fear the truth and increase repression, their days are limited.

تاریخ نشان می‌دهد که وقتی دولت‌ها از حقیقت می‌ترسند و سرکوبگری را افزایش می‌دهند، روزهایشان محدود است.

۲.

واپسرانی، سرکوبی

روان‌شناسی

The involuntary rejection from consciousness of painful or disagreeable ideas, memories, feelings, or impulses.

Repression of negative emotions can lead to mental health issues.

سرکوبی احساسات منفی می‌تواند به مشکلات روانی منجر شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه repression را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.