دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی repression به فارسی
سرکوبگری، قلع و قمع، خودداری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From repress + -ion.
اسم
- جمع
- repressions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
سرکوبگری، قلع و قمع، خودداری
The act of repressing; state of being repressed.
History shows that when governments fear the truth and increase repression, their days are limited.
تاریخ نشان میدهد که وقتی دولتها از حقیقت میترسند و سرکوبگری را افزایش میدهند، روزهایشان محدود است.
واپسرانی، سرکوبی
The involuntary rejection from consciousness of painful or disagreeable ideas, memories, feelings, or impulses.
Repression of negative emotions can lead to mental health issues.
سرکوبی احساسات منفی میتواند به مشکلات روانی منجر شود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه repression را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.