دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی replicate به فارسی
کپی کردن، روگرفت کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin replicātus, past participle of replicāre, meaning to fold back or reply.
فعل
- سومشخص مفرد
- replicates
- وجه وصفی حال
- replicating
- گذشته ساده
- replicated
- اسم مفعول
- replicated
کپی کردن، روگرفت کردن
To make a copy of.
On entering a host cell, a virus will start to replicate.
پس از ورود به سلول میزبان، ویروس شروع به کپی کردن میکند.
تکرار کردن، به نتیجهی مشابه رسیدن، چندباره کردن
To repeat an experiment or trial with a consistent result.
The scientist tried to replicate the experiment to verify the results.
دانشمند تلاش کرد تا آزمایش را تکرار کند تا نتایج را تأیید کند.
پاسخ دادن
To reply.
He replicated to the magistrate's question with a brief, firm denial.
او به پرسش قاضی با انکار کوتاه و محکم پاسخ داد.
اسم
- جمع
- replicates
- شمارشپذیری
- countable
همتایه، کپی دقیق
The outcome of a replication procedure; an exact copy or replica.
The replicate of the original painting was displayed in the gallery.
همتایهی نقاشی اصلی در گالری به نمایش گذاشته شد.
نت همصدا در فاصلهی اکتاو
A tone that is one or more octaves away from a given tone.
The replicate of the note sounded harmonious.
نت همصدای آن نت، هماهنگ به گوش رسید.
صفت
- صفت تفضیلی
- more replicate
- صفت عالی
- most replicate
تا شده بر روی خود، برگشته بر خود
Folded over or backward; folded back upon itself.
The replicate leaf of the plant folded inward.
برگ تا شده بر روی خود گیاه به سمت داخل تا شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه replicate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.