دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی repository به فارسی
مخزن، انبار، گنجینه، اندوختگاه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin repositōrium.
اسم
- جمع
- repositories
مخزن، انبار، گنجینه، اندوختگاه
A location for storage, often for safety or preservation.
they have turned his palace into a repository of Persian rugs
کاخ او را تبدیل به گنجینهای از فرشهای ایرانی کردهاند.
مترادفها: depository
مخزن (فایلها)، آرشیو
A storage location for files, such as downloadable software packages, or files in a source control system.
The code is stored in a repository on GitHub.
کد در یک مخزن در گیتهاب ذخیره شده است.
مترادفها: archive
واژههای خاصتر: content repository، e-repository، data warehouse
سردابه، گورستان
A burial vault.
The ancient repository was filled with bones and coffins.
سردابه باستانی پر از استخوان و تابوت بود.
واژههای خاصتر: deep geological repository
معتمد، امین، امانتدار
A person to whom a secret is entrusted.
The wise elder was considered a repository of community knowledge and traditions.
پیر خردمند به عنوان امانتدار دانش و سنتهای جامعه محسوب میشد.
فروشگاه، انبار فروش
A place where things are stored for sale; a shop.
In the old town, the repository on the market square sold fabrics and trinkets to all who passed.
در شهر کهن، در انبارِ فروشِ میدانِ بازار، پارچهها و جواهرات کوچک را به هرکس که عبور میکرد میفروختند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه repository را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.