دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reluctant به فارسی
بیمیل، ناخواستار، رویگردان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin reluctans, present participle of reluctor, meaning to struggle against.
صفت
- صفت تفضیلی
- more reluctant
- صفت عالی
- most reluctant
بیمیل، ناخواستار، رویگردان
Not wanting to take some action; unwilling to do something.
She was reluctant to lend him the money.
از قرض دادن پول به او بیمیل بود.
مترادفها: disinclined، loath، grudging
مخالف، مقاوم، نافرمان
Contrary; defiant; refractory.
The reluctant herald stood in the doorway, defying the king’s command with a steadfast silence.
پیغامآورِ بیمیل درِ ورودی ایستاد و با سکوتی استوار فرمان شاه را به چالش کشید.
تمایل به تطبیق کمترین متن ممکن
Tending to match as little text as possible.
Use a reluctant quantifier to match the smallest possible string.
برای تطبیق کوچکترین رشته ممکن، از یک کمیتسنج reluctant استفاده کنید.
متضادها: greedy
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reluctant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.