دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reliance به فارسی
اعتماد، اتکا، اطمینان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: relyance obsolete
ریشهشناسی
From rely + -ance.
اسم
- جمع
- reliances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اعتماد، اتکا، اطمینان
The act of relying on someone or something; trust.
Your reliance on his expertise may be misplaced.
اتکای شما به تخصص او ممکن است نابجا باشد.
مترادفها: trust، dependence
وابستگی، اتکا
The condition of being reliant or dependent.
The industry is working to phase out its reliance on fossil fuels.
صنعت در تلاش است تا وابستگی خود به سوختهای فسیلی را کاهش دهد.
پشتیبان، تکیهگاه
Anything on which to rely; ground of trust.
Their only reliance in the voyage was the battered compass and a star-chart, trusted true though worn.
در سفر دریایی آنان تنها تکیه، قطبنمای کهنه و نقشه ستارهای بود که هرچند فرسوده، به آن اعتماد داشتند.
شخص یا چیزی که به دیگری متکی است
A person or thing which relies on another.
He acted as a reliance on his patrons, never venturing beyond their generosity.
او به عنوان تکیهگاهی برای حامیانش عمل میکرد، هرگز فراتر از بخششِ آنان سفر نمیکرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reliance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.