دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی rekindle به فارسی

دوباره روشن کردن، شعله‌ور کردن

بریتانیایی: /ˌriːˈkɪn.dəl/ آمریکایی: /ˌriːˈkɪn.dəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From re- + kindle.

فعل

سوم‌شخص مفرد
rekindles
وجه وصفی حال
rekindling
گذشته ساده
rekindled
اسم مفعول
rekindled
۱.

دوباره روشن کردن، شعله‌ور کردن

گذرا

To kindle again.

He rekindled the fire.

او آتش را دوباره روشن کرد.

۲.

دوباره شعله‌ور شدن، دوباره روشن شدن

ناگذرا

To be kindled or ignited again.

The embers rekindled in the wind.

اخگرها در باد دوباره شعله‌ور شدند.

۳.

دوباره زنده کردن، تجدید کردن

گذرا

To revive (a feeling, relationship, etc.).

They rekindled their friendship after years apart.

آن‌ها پس از سال‌ها جدایی دوستی خود را دوباره زنده کردند.

اسم

جمع
rekindles
۴.

هم‌معنای reflash

Synonym of reflash.

The device needed a rekindle to fix the firmware.

دستگاه برای تعمیر سیستم‌عامل نیاز به reflash داشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه rekindle را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.