دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reinvigorate به فارسی
جان تازهای بخشیدن، نیروی تازه دادن، احیا کردن
بریتانیایی: /ˌriː.ɪnˈvɪɡ.ər.eɪt/ آمریکایی: /ˌriː.ɪnˈvɪɡ.ə.reɪt/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From re- + invigorate.
فعل
- سومشخص مفرد
- reinvigorates
- وجه وصفی حال
- reinvigorating
- گذشته ساده
- reinvigorated
- اسم مفعول
- reinvigorated
۱.
جان تازهای بخشیدن، نیروی تازه دادن، احیا کردن
گذرا
To give new life, energy or strength to someone or something; to revitalize.
The new manager reinvigorated the team.
مدیر جدید به تیم جان تازهای بخشید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reinvigorate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.