دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reimburse به فارسی
بازپرداخت کردن، پول خرجشده را پس دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From re- + imburse, after Middle French rembourser.
فعل
- سومشخص مفرد
- reimburses
- وجه وصفی حال
- reimbursing
- گذشته ساده
- reimbursed
- اسم مفعول
- reimbursed
بازپرداخت کردن، پول خرجشده را پس دادن
To compensate with payment; especially, to repay money spent on one's behalf.
The company will reimburse you for your expenses for the business trip.
شرکت هزینههای سفری که در طول سفر کاری متحمل شدید را جبران خواهد کرد.
واژههای عامتر: compensate، pay
اصطلاحها و عبارتها
reimbursement
پس دادن، باز پرداخت، پرداخت 2 - جبران، شیان
The act of repaying money spent or compensating for expenses.
She submitted the receipts for reimbursement.
او رسیدها را برای بازپرداخت ارائه داد.
عبارتهای مرتبط
- reimbursement
- پس دادن، باز پرداخت، پرداخت 2 - جبران، شیان
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reimburse را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.