دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reignite به فارسی
دوباره مشتعل کردن یا شدن، دوباره آتش گرفتن
بریتانیایی: /ˌriː.ɪɡˈnaɪt/ آمریکایی: /ˌriː.ɪɡˈnaɪt/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From re- + ignite.
فعل
- سومشخص مفرد
- reignites
- وجه وصفی حال
- reigniting
- گذشته ساده
- reignited
- اسم مفعول
- reignited
۱.
دوباره مشتعل کردن یا شدن، دوباره آتش گرفتن
گذراناگذرا
To ignite again.
The fire reignited after the wind picked up.
آتش پس از وزیدن باد دوباره شعلهور شد.
۲.
دوباره برافروختن یا برانگیختن (خصومت یا بحث)
گذراناگذرا
To start again, especially animosity or argument.
The comment reignited the old feud.
این اظهار نظر دشمنی قدیمی را دوباره برانگیخت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reignite را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.