دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rehearse به فارسی
تکرار کردن، باز گفتن، واگویی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English rehersen, from Anglo-Norman reherser, meaning to repeat word-for-word.
فعل
- سومشخص مفرد
- rehearses
- وجه وصفی حال
- rehearsing
- گذشته ساده
- rehearsed
- اسم مفعول
- rehearsed
تکرار کردن، باز گفتن، واگویی کردن
To repeat something that has already been said; to recite.
There's no need to rehearse the same old argument.
نیازی به تکرار همان بحث قدیمی نیست.
برشمردن، دقیقاً شرح دادن، به ترتیب گفتن
To narrate or relate in detail; to recount.
The witness rehearsed the events of the night before.
شاهد وقایع شب قبل را به تفصیل شرح داد.
تمرین کردن (نمایش یا کنسرت و غیره)
To practice by recitation or repetition in private prior to a public performance, especially in theater.
The actors rehearsed for two hours before the first night.
بازیگران قبل از شب اول دو ساعت تمرین کردند.
تمرین دادن، با تمرین آموزاندن
To cause to rehearse; to instruct by rehearsal.
The director rehearsed the cast incessantly.
کارگردان بیوقفه به گروه بازیگران تمرین داد.
از پیش جور کردن، با دقت آماده کردن (داستان)
To contrive and carefully prepare a story to offer consistency.
The accused had rehearsed her story.
متهم داستان خود را از پیش جور کرده بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rehearse را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.