دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی regurgitation به فارسی
قی، وامش، استفراغ
بریتانیایی: /rɪˌɡɜː.dʒɪˈteɪ.ʃən/ آمریکایی: /rɪˌɡɝː.dʒəˈteɪ.ʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- جمع
- regurgitations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
قی، وامش، استفراغ
The act of regurgitating.
The doctor explained that regurgitation is common in babies after feeding.
پزشک توضیح داد که قی در نوزادان پس از تغذیه رایج است.
۲.
عمل برگرداندن غذا از معده به دهان
The act of regurgitating.
The bird feeds its chicks through regurgitation.
پرنده به جوجههایش از طریق پسزنی غذا میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه regurgitation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.