دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی regurgitate به فارسی

قی کردن، بالا آوردن، استفراغ کردن

بریتانیایی: /rɪˈɡɜː.dʒɪ.teɪt/ آمریکایی: /rɪˈɡɝː.dʒə.teɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Late Latin regurgitare, from re- + gurgitare (to flood), from gurges (whirlpool).

فعل

سوم‌شخص مفرد
regurgitates
وجه وصفی حال
regurgitating
گذشته ساده
regurgitated
اسم مفعول
regurgitated
۱.

قی کردن، بالا آوردن، استفراغ کردن

گذرا

To throw up or vomit; to eject what has previously been swallowed.

The cat regurgitated the food it had just eaten.

گربه غذایی که تازه خورده بود را بالا آورد.

مترادف‌ها: vomit، throw up، disgorge

۲.

پس راندن، برگرداندن (غذا برای تغذیه نوزاد)

گذرا

To cough up from the gut to feed its young, as an animal or bird does.

The bird will regurgitate food to feed its chicks.

پرنده غذا را پس می‌راند تا جوجه‌هایش را تغذیه کند.

۳.

تکرار کردن (اطلاعات) بدون فهم، طوطی‌وار گفتن

گذراکناییگاهی تحقیرآمیز

To repeat information verbatim or by rote, typically without comprehension.

He just regurgitated the textbook without understanding it.

او فقط کتاب درسی را بدون فهمیدن آن طوطی‌وار تکرار کرد.

۴.

برگشتن، بازگشتن (به عقب)

ناگذرا

To be thrown or poured back; to rush or surge back.

Food may regurgitate from the stomach into the mouth.

غذا ممکن است از معده به دهان بازگردد.

اسم

جمع
regurgitates
۵.

ماده‌ی بالا آورده شده، قی کرده

Something regurgitated; regurgitated matter.

The floor was covered with regurgitate.

کف با ماده‌ی بالا آورده شده پوشیده شده بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه regurgitate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.