دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی regurgitate به فارسی
قی کردن، بالا آوردن، استفراغ کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin regurgitare, from re- + gurgitare (to flood), from gurges (whirlpool).
فعل
- سومشخص مفرد
- regurgitates
- وجه وصفی حال
- regurgitating
- گذشته ساده
- regurgitated
- اسم مفعول
- regurgitated
قی کردن، بالا آوردن، استفراغ کردن
To throw up or vomit; to eject what has previously been swallowed.
The cat regurgitated the food it had just eaten.
گربه غذایی که تازه خورده بود را بالا آورد.
مترادفها: vomit، throw up، disgorge
پس راندن، برگرداندن (غذا برای تغذیه نوزاد)
To cough up from the gut to feed its young, as an animal or bird does.
The bird will regurgitate food to feed its chicks.
پرنده غذا را پس میراند تا جوجههایش را تغذیه کند.
تکرار کردن (اطلاعات) بدون فهم، طوطیوار گفتن
To repeat information verbatim or by rote, typically without comprehension.
He just regurgitated the textbook without understanding it.
او فقط کتاب درسی را بدون فهمیدن آن طوطیوار تکرار کرد.
برگشتن، بازگشتن (به عقب)
To be thrown or poured back; to rush or surge back.
Food may regurgitate from the stomach into the mouth.
غذا ممکن است از معده به دهان بازگردد.
اسم
- جمع
- regurgitates
مادهی بالا آورده شده، قی کرده
Something regurgitated; regurgitated matter.
The floor was covered with regurgitate.
کف با مادهی بالا آورده شده پوشیده شده بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه regurgitate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.