دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی regulate به فارسی

تنظیم کردن، تحت قاعده در آوردن، سامان دادن

بریتانیایی: /ˈreɡ.jə.leɪt/ آمریکایی: /ˈreɡ.jə.leɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin regulatus, from regula meaning rule.

فعل

سوم‌شخص مفرد
regulates
وجه وصفی حال
regulating
گذشته ساده
regulated
اسم مفعول
regulated
۱.

تنظیم کردن، تحت قاعده در آوردن، سامان دادن

To control or direct according to rule, principle, or law.

A law to regulate the activities of banks.

قانونی برای منظم کردن فعالیت بانک‌ها.

۲.

میزان کردن، تنظیم کردن

To adjust a mechanism for accurate and proper functioning.

The room's temperature can be regulated.

حرارت اتاق را می‌توان تنظیم کرد.

۳.

به نظم درآوردن، مرتب کردن

To put or maintain in order.

He asked students to regulate their conduct.

از دانشجویان خواست که رفتار خود را اصلاح کنند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه regulate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.