دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی refute به فارسی

(خلاف چیزی را) اثبات کردن، رد کردن

بریتانیایی: /rɪˈfjuːt/ آمریکایی: /rɪˈfjuːt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin refūtō, meaning to refute or repudiate.

فعل

سوم‌شخص مفرد
refutes
وجه وصفی حال
refuting
گذشته ساده
refuted
اسم مفعول
refuted

The second sense (to deny the truth of) is proscribed by some authorities; repudiate is an alternative without the implication of justification.

۱.

(خلاف چیزی را) اثبات کردن، رد کردن

گذرا

To prove something to be false or incorrect.

I refute your reasoning with better logic.

استدلال شما را با منطق بهتر رد می‌کنم.

مترادف‌ها: debunk، disprove، rebut

متضادها: demonstrate، prove

۲.

انکار کردن، رد کردن (بدون اثبات)

گذرامورد اختلاف

To deny the truth or correctness of something.

He refuted the allegations without providing evidence.

او اتهامات را بدون ارائه مدرک رد کرد.

مترادف‌ها: deny، gainsay، rebut، reject، repudiate

متضادها: accept، embrace

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه refute را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.