دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی refute به فارسی
(خلاف چیزی را) اثبات کردن، رد کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin refūtō, meaning to refute or repudiate.
فعل
- سومشخص مفرد
- refutes
- وجه وصفی حال
- refuting
- گذشته ساده
- refuted
- اسم مفعول
- refuted
The second sense (to deny the truth of) is proscribed by some authorities; repudiate is an alternative without the implication of justification.
(خلاف چیزی را) اثبات کردن، رد کردن
To prove something to be false or incorrect.
I refute your reasoning with better logic.
استدلال شما را با منطق بهتر رد میکنم.
مترادفها: debunk، disprove، rebut
متضادها: demonstrate، prove
انکار کردن، رد کردن (بدون اثبات)
To deny the truth or correctness of something.
He refuted the allegations without providing evidence.
او اتهامات را بدون ارائه مدرک رد کرد.
مترادفها: deny، gainsay، rebut، reject، repudiate
متضادها: accept، embrace
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه refute را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.