دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی refugee به فارسی
پناهنده، پناهجو
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French réfugié, past participle of réfugier, describing early French Protestants seeking refuge after the Edict of Fontainebleau in 1685.
اسم
- جمع
- refugees
پناهنده، پناهجو
A person seeking refuge in a foreign country out of fear of political persecution or the prospect of such persecution in their home country, i.e., a person seeking political asylum.
a refugee camp
اردوگاه پناهندگان
مترادفها: flightling
آواره، پناهنده
A person seeking refuge due to a natural disaster, war, etc.
Many refugees fled the war-torn region.
بسیاری از آوارگان از منطقهی جنگزده گریختند.
پناهنده
A person formally granted political or economic asylum by a country other than their home country.
The government accepted thousands of refugees.
دولت هزاران پناهنده را پذیرفت.
گریزنده، فراری
A person who flees one place or institution for another.
He became a refugee from the corporate world.
او از دنیای شرکتی گریخت.
فعل
- سومشخص مفرد
- refugees
- وجه وصفی حال
- refugeeing
- گذشته ساده
- refugeed
- اسم مفعول
- refugeed
بردن (بردگان) از پیشروی نیروهای فدرال
To convey (slaves) away from the advance of the federal forces.
During the Civil War, some planters refugeed their slaves by concealing them in hidden cabins along the marsh.
در طول جنگ داخلی، برخی مالکان بردهها را با پنهان کردنشان در کلبههای مخفی کنار باتلاق پناه دادند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه refugee را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.