دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reap به فارسی
درو کردن، با داس بریدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English rīpan, from Proto-West Germanic *rīpan.
فعل
- سومشخص مفرد
- reaps
- وجه وصفی حال
- reaping
- گذشته ساده
- reaped
- اسم مفعول
- reaped
شکلهای دیگر: reapt obsolete
درو کردن، با داس بریدن
To cut (a grain) with a sickle, scythe, or reaping machine.
Farmers reap the wheat in the summer.
کشاورزان گندم را در تابستان میبرند و جمع میکنند.
برداشت کردن، درویدن
To gather (a harvest) by cutting.
He has reaped all his crops.
همهی محصولات خود را برداشت کرده است.
به دست آوردن، نصیب شدن
To obtain or receive as a reward, in a good or bad sense.
She invested wisely and reaped a great profit.
او پول خود را عاقلانه به کار زد و سود کلانی به دست آورد.
مترادفها: gain، earn
پایان دادن به فرایند فرزند که قبلاً خارج شده و حذف آن از جدول فرایندها
To terminate a child process that has previously exited, removing it from the process table.
The parent process reaps the zombie child.
فرایند والد، فرایند فرزند زامبی را پایان میدهد.
ریش تراشیدن، تراشیدن ریش
To deprive of the beard; to shave.
The barber reaped the priest's beard with a keen razor, leaving him clean-shaven.
باربر با تیغ تیز ریش کشیش را تراشید و او را برای مراسم کاملاً بیریش کرد.
اسم
- جمع
- reaps
- شمارشپذیری
- countable
بافه، دستهی غله
A bundle of grain; a handful of grain laid down by the reaper as it is cut.
The reaper gathered the reaps into stacks.
دروگر بافهها را به صورت کپه جمع کرد.
مترادفها: sheaf
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reap را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.