دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی rationale به فارسی

علت وجود، دلیل اصلی، پایه‌ی منطقی (برای هر چیز)

بریتانیایی: /ˌræʃ.əˈnɑːl/ آمریکایی: /ˌræʃ.əˈnæl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Late Latin ratiōnāle.

اسم

جمع
rationales، rationalia
شمارش‌پذیری
countable
۱.

علت وجود، دلیل اصلی، پایه‌ی منطقی (برای هر چیز)

An explanation of the basis or fundamental reasons for something.

What is the rationale for the existence of so many ministries?

علت وجود این همه وزارتخانه چیست؟

مترادف‌ها: reasoning، rationalization

۲.

توضیح علت چیزی، منطق، استدلال

A justification or rationalization for something.

The teacher explained the rationale behind the new grading system to the students.

معلم منطق پشت سیستم نمره‌دهی جدید را به دانش‌آموزان توضیح داد.

مترادف‌ها: reasoning

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Latin ratiōnāle.

اسم

جمع
rationales
شمارش‌پذیری
countable
۳.

یک پوشش مذهبی که توسط برخی اسقف‌های مسیحی پوشیده می‌شود

نادردین

A liturgical vestment worn by some Christian bishops of various denominations.

The bishop wore a rationale during the ceremony.

اسقف در طول مراسم یک پوشش مذهبی پوشید.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه rationale را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.