دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rather به فارسی
ترجیحاً، بیشتر، ترجیح
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: raither obsolete
ریشهشناسی
From Middle English rather, from Old English hraþor, comparative of hraþe (soon, early, fast).
قید
ترجیحاً، بیشتر، ترجیح
Used to specify a choice or preference; preferably, in preference to.
I'd rather have tea than coffee.
چای را به قهوه ترجیح میدهم.
مترادفها: sooner، liefer
برعکس، بلکه
Used to introduce a contradiction; on the contrary.
It wasn't supposed to be popular; rather, it was supposed to get the job done.
قرار نبود محبوب باشد؛ بلکه قرار بود کار را انجام دهد.
به بیان دقیقتر، به عبارت دیگر
Introducing a qualification or clarification; more precisely.
I didn't want to leave. Or rather I did, just not alone.
نمیخواستم بروم. یا بهتر بگویم میخواستم، اما نه تنها.
نسبتاً، تا اندازهای، کمی
Somewhat, quite; to an unexpected degree.
This melon is rather tasteless.
این طالبی نسبتاً بیمزه است.
متضادها: utterly
سریعتر، زودتر
More quickly.
The horse ran rather faster than the others, surging ahead at the first turn.
اسب از سایرین سریعتر دوید و در پیچ اول پیش افتاد.
صفت
پیشین، قبلی
Prior; earlier; former.
In rather times, laws were stricter and kings held tighter control.
در زمانهای پیشین، قوانین سختتر بود و پادشاهان کنترل شدیدتری داشتند.
حرف ندا
البته!، کاملاً!، چرا نه!
An enthusiastic affirmation.
"Would you care for more?" "Rather!"
"میخواهی دوباره بدهی؟" «البته!»
اسم
- جمع
- rathers
ترجیح، انتخاب
A choice or a preference.
He had his rathers, but went along with the plan anyway.
او ترجیحاتش را داشت، اما با وجود آن باز هم با طرح موافقت کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- rathers
- وجه وصفی حال
- rathering
- گذشته ساده
- rathered
- اسم مفعول
- rathered
ترجیح دادن
To prefer; to prefer to.
I rather tea over coffee.
من چای را به قهوه ترجیح میدهم.
اصطلاحها و عبارتها
had rather
(انگلیس) ترجیح (میدهم که)، بیشتر (در آمریکا: would rather)
Would prefer to; used to express a preference.
I had rather stay home than go out.
ترجیح میدهم خانه بمانم تا بیرون بروم.
rather than
در عوض، به جای
Instead of; in preference to.
She chose to walk rather than take the bus.
او ترجیح داد پیاده برود به جای اینکه سوار اتوبوس شود.
تا اینکه، به جای آنکه
Instead of doing something; used to contrast two actions or ideas.
Rather than complain, you should try to fix the problem.
به جای اینکه شکایت کنی، باید سعی کنی مشکل را حل کنی.
عبارتهای مرتبط
- had rather
- (انگلیس) ترجیح (میدهم که)، بیشتر (در آمریکا: would rather)
- rather than
- در عوض، به جای
- rather than
- تا اینکه، به جای آنکه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rather را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.