دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rapport به فارسی
حسن تفاهم، نیکآمیزی، سازگاری، رابطهی دوستانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French rapport.
اسم
- جمع
- rapports
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
حسن تفاهم، نیکآمیزی، سازگاری، رابطهی دوستانه
A relationship of mutual trust and respect; a close and harmonious relationship in which the people or groups concerned understand each other's feelings or ideas and communicate well.
He always tried to maintain a rapport with his customers.
او همیشه سعی میکرد با مشتریانش رابطهای دوستانه حفظ کند.
مترادفها: accord، correspondence
رابطه، تناسب، هماهنگی
Relation; proportion; conformity.
The rapport between the two theories is evident.
رابطه بین این دو نظریه آشکار است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rapport را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.