دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی rapport به فارسی

حسن تفاهم، نیک‌آمیزی، سازگاری، رابطه‌ی دوستانه

بریتانیایی: /ræpˈɔːr/ آمریکایی: /ræpˈɔːr/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Borrowed from French rapport.

اسم

جمع
rapports
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

حسن تفاهم، نیک‌آمیزی، سازگاری، رابطه‌ی دوستانه

A relationship of mutual trust and respect; a close and harmonious relationship in which the people or groups concerned understand each other's feelings or ideas and communicate well.

He always tried to maintain a rapport with his customers.

او همیشه سعی می‌کرد با مشتریانش رابطه‌ای دوستانه حفظ کند.

مترادف‌ها: accord، correspondence

۲.

رابطه، تناسب، هماهنگی

Relation; proportion; conformity.

The rapport between the two theories is evident.

رابطه بین این دو نظریه آشکار است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه rapport را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.