دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی radiant به فارسی
درخشان، تابنده، نورانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: radient obsolete
ریشهشناسی
From Latin radiāns, present participle of radiāre (to emit rays).
صفت
- صفت تفضیلی
- more radiant
- صفت عالی
- most radiant
درخشان، تابنده، نورانی
Radiating light and/or heat.
the radiant sun
خورشید درخشان
تابشی، پرتاوی
Emitted as radiation.
radiant energy
انرژی پرتاوی
درخشان از شادابی و خوشحالی
Beaming with vivacity and happiness.
a radiant smile
لبخند تابناک
به طور چشمگیری زیبا
Strikingly beautiful.
a radiant face
چهرهای درخشان
گسیلشونده یا پیشرونده از مرکز
Emitting or proceeding as if from a center.
a radiant point
نقطهای مرکزی
تابنده از خود پرتو
Giving off rays; said of a bearing.
the sun radiant
خورشید شعاعدار
دارای ظاهر پرتومانند
Having a ray-like appearance, like the large marginal flowers of certain umbelliferous plants.
radiant flowers
گلهای شعاعی
اسم
- جمع
- radiants
منبع نقطهای که از آن تابش گسیل میشود
A point source from which radiation is emitted.
The sun was a radiant in the sky.
خورشید منبع نوری در آسمان بود.
شهابچشمه، شهابزا
The apparent origin, in the night sky, of a meteor shower.
During the meteor shower, all the meteors seemed to originate from a single radiant in the night sky.
در طول بارش شهابی، به نظر میرسید که همه شهابها از یک شهابچشمه در آسمان شب منشأ میگیرند.
خط مستقیم خارجشونده از یک نقطه معین
A straight line proceeding from a given point, or fixed pole, about which it is conceived to revolve.
The radiant revolves around the pole.
خط شعاعی حول قطب میچرخد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه radiant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.