دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی racism به فارسی
نژادگرایی، نژادپرستی، تعصب نژادی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French racisme, from race.
اسم
- جمع
- racisms
- شمارشپذیری
- usually uncountable
نژادگرایی، نژادپرستی، تعصب نژادی
The belief that there are distinct human races with inherent differences which determine their abilities, and generally that some are superior and others inferior.
Racism can cause deep divisions in society.
نژادپرستی میتواند باعث شکافهای عمیق در جامعه شود.
سیاستها یا سیستمهای مبتنی بر برتری نژادی
The policies, practices, or systems promoting this belief or promoting the dominance of one or more races over others.
Martin Luther King spoke out against racism.
مارتین لوتر کینگ علیه نژادپرستی سخن گفت.
پیشداوری یا تبعیض بر اساس نژاد یا قومیت؛ عملی از چنین تبعیضی
Prejudice or discrimination based upon race or ethnicity; an action of such discrimination.
Racism is a serious issue that affects many communities around the world.
تبعیض نژادی یک مسئله جدی است که بسیاری از جوامع در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه racism را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.